ابراهيم اصلاح عربانى

462

كتاب گيلان ( فارسى )

به صورت غارهاى زيرزمينى هنوز برجاى مانده است . در حوالى روستاى مكش بقاياى استودان يا استخوان‌دان به عنوان گورستان پيش از اسلام توسط نگارنده شناسائى شده است . حتى آثار آتشكده‌هاى قديمى نيز در اين نواحى به وضوح ديده مىشوند كه نياز به مطالعات جامع و تفصيلى دارند . در شمال اين ناحيه ييلاق سوباتان در ارتفاعات ليسار و هره‌دشت قرار دارد كه علاوه‌بر مناظر طبيعى از ارزش تاريخى و يادمانى زيادى برخوردار است . شهر آستارا كه در مرز ايران و جمهورى آذربايجان قرار دارد ، از طريق گردنهء حيران به نواحى ييلاقى مربوط مىشود . اين ناحيه كه در اصل ادامهء تالش ايران تا ناحيهء تالش‌نشين در جمهورى كنونى آذربايجان را تشكيل مىدهد ، يك مجموعهء فرهنگى و طبيعى منسجمى است كه متأسفانه مرز سياسى موجود آن را از يكديگر جدا كرده است . به طور كلى نواحى ييلاقى گيلان كه در نقاط كوهستانى اين استان قرار دارند ، از اهميت توريستى فراوانى برخوردارند . ليكن توسعهء راههاى ارتباطى در نواحى جلگه‌اى و تمركز فعاليتهاى توريستى و فراغتى در سواحل و جلگه‌ها ، تاكنون توجه جدى به اين نواحى را محدود كرده است ، به طورىكه نواحى مزبور عملا از ميدان فعاليتهاى گيلانگردى به دور مانده‌اند . بخش اعظم ميراثهاى فرهنگى و تاريخى گيلان در ناحيهء كوهستانى و ييلاقهاى آن واقع شده و مهمترين جنگلهاى طبيعى و مراتع كوهستانى نيز در اين ناحيه قرار دارند . سرچشمه رودهاى گيلان و چشمه‌هاى طبيعى با آب‌وهواى مطبوع كوهستانى ، به همراه ديگر جاذبه‌هاى فرهنگى و تاريخى ، نواحى كوهستانى گيلان را براى استفاده‌هاى فراغتى در چهارچوب گيلانگردى ، به عنوان ميدان تازه‌اى از فعاليتهاى توريستى ناشناخته ، مطرح مىسازد . از همين‌رو در ارزيابى توان توريستى گيلان و شناسائى ارزشهاى گيلانگردى بايد تجديد نظر كلى به عمل آيد و طى آن محور توجه فعاليتهاى گيلانگردى علاوه‌بر سواحل و شهرها به نواحى كوهستانى و كوهپايه‌اى نيز كشانده شود . اقامتهاى ييلاقى بر خلاف اقامتهاى ساحلى و كوتاه‌مدت مىتواند طولانى و پيوسته باشد . اقامت مسافران در ييلاقها به ساكنين محلى و مسافران امكان ارتباط و آشنائى عميق‌تر داده و فرصت لازم را براى آشنائى و برقرارى ارتباط ميان آنها فراهم مىسازد . تقريبا در تمامى نواحى كوهستانى گيلان معيشت دامدارى ، چادرنشينى و فرهنگ سنتى منطقه با اصالتهاى تاريخى خود حفظ شده و برجاى مانده است . توريسم ييلاقى مشكلات و آسيبهاى توريسم ساحلى را ندارد و در مقطع كنونى كه توريسم دريائى و ساحلى با مشكلات زمانى خود مواجه است ، يكى از معقولانه‌ترين سياستها ، هدايت جريانهاى گيلانگردى به نواحى ييلاقى و كوهستانى از طريق توسعهء تأسيسات زيربنائى و ارتباطى اين نواحى است . 6 - 1 - 3 - غارها و آبشارها نواحى كوهستانى گيلان به علت برخوردارى از منابع غنى آبهاى سطحى و رودخانه‌اى ، آبشارهاى متعددى دارد كه بر زيبائى مناظر طبيعى اين نواحى مىافزايند . همچنين سكونت و استقرار انسانهاى ماقبل تاريخ در اين نواحى تعداد قابل توجهى از غارهاى باستانى را به يادگار گذاشته است كه از جاذبه‌هاى جالب توجه توريستى به شمار مىآيند ، اما متأسفانه اين آبشارها و غارها كه دور از شهرها و راههاى ارتباطى هستند ناشناخته مانده‌اند . براى علاقمندان مطالعات علمى نمونه‌هاى باارزشى از بقاياى فرسايش يخچالى در نواحى كوهستانى برجاى مانده است . بهترين نمونه اين فرسايش يخچالى را كه مانند يك موزهء طبيعى و زمين‌شناسى منطقه هنوز برجاى مانده است ، مىتوان در ييلاق مريان از فراز ييلاق لوره‌هونى به خوبى مشاهده كرد . يخرفتهاى طبيعى و مورنهاى يخچالى برجاىمانده از حركت توده‌هاى عظيم يخ كه در فاصلهء بيش از 20 كيلومتر كشيده شده‌اند ، كاملا مشخص بوده و علاوه‌بر اهميت مطالعاتى چشم‌انداز زيبائى را دارا هستند . آبشارها تقريبا در مسير تمامى دره‌هاى اصلى و فرعى به تعداد زيادى وجود دارند . حوضچه‌هاى زير اين آبشارها كه عموما محل زندگى ماهى قزل‌آلا هستند از نظر ماهيگيرى اهميت زيادى دارند . متأسفانه فهرستى از غارها و آبشارها از تمامى منطقه در دست نيست . اگر روزى طرح جامع جهانگردى گيلان تهيه شود ، توجه به شناسائى غارها و آبشارهاى موجود در نواحى كوهستانى گيلان از جمله مهمترين وظائف مطالعات ميدانى اين طرح محسوب خواهد گشت . اما علاقمندان به بازديد و شناسائى غارها و آبشارها مىتوانند از راهنمائى افراد محلى كه اطلاعات كافى از وجود چنين غارها و آبشارهائى در محل خود دارند ، استفاده نمايند . كوهستانهاى گيلان براى ورزشهاى كوهنوردى و كوه‌پيمائى قابليت زيادى دارند . در حقيقت بخش مهمى از ارزش فراغتى آنها را ورزشهاى كوهستانى تشكيل مىدهد . وجود درياچه‌هاى يخچالى در نواحى ييلاقى تالش از مناظر زيباى طبيعى اين منطقه است . چشم‌اندازهاى كوهستانى با مظاهر طبيعى فراوان خود هنوز از جمله ناشناخته‌هاى گيلان هستند . بر خلاف نواحى البرز مركزى كه شيب دامنه‌هاى شمالى آن تندتر از شيب دامنه‌هاى جنوبى است ، در نواحى كوهستانى گيلان شيب دامنه‌هاى رو به دريا چندان زياد نيست و در برخى نواحى وجود اين شيب ملايم كه رو به آفتاب نيز قرار ندارند ، اين نواحى را از قابليت ورزشهاى زمستانى بالائى برخوردار كرده است . اين توان بالقوه تقريبا در بسيارى از نواحى كوهستانى موجود است ، ليكن اظهار نظر دقيق دربارهء آنها به مطالعات ميدانى بيشتر نياز دارد . مورد نمونه‌اى كه نگارنده آن را از نظر قابليت ورزشى اسكى مورد ارزيابى قرار داده ، ارتفاعات كوهستانى ييلاقهاى كرگانرود است . بستر سيرك يخچالى باقىمانده از دوران چهارم زمين‌شناسى كه در دامنه‌هاى شرقى كوههاى تالش قرار دارد و نواحى ييلاقى اسبومر ، مكش ، لوره‌هونى ، بابونه‌پشت ، چوره‌هونى و برخى ييلاقهاى ديگر را شامل مىشود ، به دليل وجود شيب مناسب ، قابليت زيادى براى توسعهء ورزشهاى زمستانى در آينده دارد . اين ناحيه كه از نظر قابليت جغرافيائى براى ورزش اسكى توان بسيار بالائى دارد ، در نوع خود بسيار باارزش بوده و يكى از بهترين نواحى موجود در كشور بشمار مىآيد . دوام برف در اين نواحى نسبتا طولانى بوده و شيب زمين براى ورزش اسكى بسيار مناسب است . در مسير نسبتا طولانى تقريبا